الناز گلیالناز گلی، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

الناز گـــلی

سومین و چهارمین دندان

دخترم الناز جمعه 30 فروردین ماه در راه برگشت از ماهشهر بودیم (دو سه روزی رفتیم خانه خاله نسرین و دایی حسن) که متوجه شدم سومین دندان الناز  خانم (بالا سمت راست)بیرون زده و امروز هم 3 اردیبهشت متوجه شدم چهارمین دندان الناز خانم از دندان های بالایی بیرون امده .مباررررررررررررک باشه دخملم                       ...
3 ارديبهشت 1392

سال نو

الناز جان سال نوت مبارک باشه امسال اولین ساله که تو در کنار من و بابا بودی و به همین خاطر برای من و بابا تحویل سال خیلی به خصوص و مبارکی به حساب می امد خیلی از اینکه کنارمان بودی خوشحال بودیم و خدا  را سپاس گفتیم.لحظه دقیق تحویل سال ساعت 14.31.56 روز چهارشنبه 30 اسفند بود من و  تو بابا موقع تحویل سال با هم قران خواندیم و از خدا خواستیم به همه سلامتی عنایت بده و خصوصا گل خوشبوی زندگی ما الناز خانم همیشه سالم و سلامت کنارمون باشه.عزیزم بعد سه تاییمون اماده شدیم و رفتیم خانه مامان جون و اقا جون و سال نو ر ا بهشون تبریک گفتیم و بعدش خانه عزیزجون رفتیم و سال نو را به انها هم تبریک گفتیم و الناز جان هم دختر عموهای گلش ریحانه جون و گلشید...
26 فروردين 1392

خانه جدید

دخترم الناز خیلی وقته که برات مطلبی ننوشتم تو این زمانی که گذشته اتفاقای زیادی رخ داده که یکی یکی برات مینویسم.مهمترین اتفاق قبل از سال جدید رفتن من و تو بابا به خانه جدیدمون بوده که اتفاقا یکی از دلایلی که باعث شده  که این چند وقت برات مطلب ننویسم همین بوده چون خیلی برای اسباب کشی کار داشتم و فرصت نکردم البته هنوز خانه جدیدمون تلفن و اینترنت نداریم که قراره تو چند روز اینده بکشیم.٢٧ اسفند ماه بعد از یه هفته تلاش برای شستشوی خانه جدید و جمع کردن وسایلمون اسباب کشی کردیم و تا چند لحظه قبل از  تحویل سال داشتیم وسایل را میچیدیم .خیلی سخت بود که از خانه قبلی که نزدیک مامانی بودیم داشتیم میرفتیم ولی برای رفتن به  خانه جدید که خدا ...
26 فروردين 1392

شیرین زبانی

الناز جان مامان نمیدانی چقدر کارات و حرف زدن هات شیرین شدندن.همین چند لحظه پیش برای اولین بار کلمه بابا را گفتی همیشه به به میگفتی ولی الان بابا گفتی نمیدونی بابا چقدر خوشحال شد .همین چند روز پیش 13 اسفند ماه برا اولین بار به من گفتی اعظم.خودت نمیدونی چقدر با این شیرین زبانی هات دوست داشتنی شدی عزیزم.به طرز خیلی بامزه ای هم از اوایل این ماه تند تند به صورت نشسته میای جلو و بیشتر از هر چیزی وقتی سفره را پهن میکنیم برای بهم زدن سفره میای جلو .البته برای سر در اوردن از هر چیز جدیدی که میبینی همین کار را میکنی ان موقع است که مامان دوست دارم تا میتونم ببوسمت نفسم              ...
15 اسفند 1391

آتلیه الناز جون

دخترم الناز 20 دی ماه که تقریبا 6 ماه  و 18 روز از تولدت گذشته بود من و بابایی بردیمت اتلیه و یکی دو  ماهی میشه که  عکس هات را اوردیم خیلی ناز شده بودی دخترم .عکس هات فوق العاده بودند و امروز کلیپ عکس هات را گرفتیم .15 تا عکس ازت گرفتیم ولی فقط 4 تا از انها را روی سی دی داد تا تو وبلاگت بزارم .ایشالله بزرگ که شدی خوشت بیاد . دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم گل خوشبوی زندگی من                                         &...
14 اسفند 1391

دومین دندان الناز

دختر قشنگم پنج شنبه 10 اسفند ماه ساعت 15 متوجه شدم که دومین دندانت ( پایین سمت چپت ) در امده درست در زمانی که هشت ماه و دوازده روز از تولدت میگذره.البته چند روز بود که خیلی بیتابی میکردی و همش کریه میکردی و انتطارش را داشتم.مامان خیلی سخت داری دندان در میاری به جر این گریه هات که مجبورم میکنه همش بغلت کنم مامان جان مدام اسهال میگیری و کلی منو اذیت میکنی تا خوب میشی.امیدوارم این روزا هم به خوبی و خوشی هم بگذرند  . ...
12 اسفند 1391

آش دندان الناز

الناز دختر نازم دیروز 1 اسفند ماه 1391 که دقیقا 8 ماه و 3 روز از زندگی قشنگت گذشته بود به مناسبت بیرون امدن اولین دندان خوشگلت برات اش پختم .اتفاقا خیلی خوش مزه شده بود اخه مال دختر نازم بود. عزیزم انشالله همیشه کنارم باشی و وجودت باعث سعادت من و بابا ایمان بشه. دوست دارم دخترم ...
2 اسفند 1391